تبلیغات
حرف دل
حرف دل

به رهوا خوش آمدید


کوچه ی خاطره ها

بعد از ظهر جمعه بود که رسیدم به آخر کوچه‌ای که زمانی با تو می‌رفتم تا آخرش و آخرش را هیچ وقت یادم نبود که چطور تمام می‌شد و این جمعه بعد از ظهر بود که فهمیدم این کوچه آخری هم داشته که ما هیچ وقت ندیده بودیمش ،
تقصیر تو بود دیگه ، حواس برای آدم نمی‌ ذاشتی ،
توت‌های درشت و شیرین درختِ آخر کوچه ریخته بود روی زمین و تو نبودی که من از درخت بالا برم و چند دانه از آن توت‌های درشت‌تری که شیرین‌تر هم باشه رو برات بچینم و خودمم نچشم تا قبل از اینکه تو، یک دونه‌اش رو لای لبات فشار بدی تا طعم شیرینش رو از توی چشمات مزمزه کنم ،
کوچه همونطور مونده بود ، دراز به دراز و خیس از بارانی که هر وقت می‌آید انگار یک گنجشک بی‌تاب توی اتاق خلوت دلم خودشو به شیشه می‌کوبه و تا دری باز نشه و هر دو نزنیم از این اتاق بیرون، هیچ کدوممونن آروم نمیگیرم ،
کوچه همانطور مونده بود ، سفره دلش باز و دراز و خلوت ، هیچ چیزی به من و تو نمی‌چسبید اینگونه که این خلوت تازه‌ مون می کرد و حواسمون نبود به هیچ چیز این دنیا جز صدای پاهامون که من  مال تو رو می شنیدم و تو مال منو ،
جمعه بعد از ظهر بود و نبود بودنت که نفهمم و یادم بره که بعد از ظهر جمعه س و غروبش همیشه دلمو مچاله می کنه جوری که هیچ دلی اینگونه مچاله نمی شه ....
کم کم به این روزها شک کرده ام که اصلا تو بودی یا از همون اول هم نبودی و تمومش فکر و خیال من بوده که اون روزهای جمعه ، بعد از ظهرهایش با من قدم می زد توی این کوچه و حرفی نمی زدیم و کسی حضورمون رو نمی فهمید و هیچ پنجره ای پرده اش تکان هم نمی خورد  تا نگاهی سُر بخوره روی صورتمون که من که نه ، اما گونه‌های تو سرخ شه و من به این فکر کنم که گونه‌های تو چه مویرگ‌های مهربانی داره که این‌ جوری خون سرخ دلت رو پخش می کنن زیر اون پوست نازک سفید ،
و می خندیدی تو ، خیال بود ؟
وقتی دستات و می گرفتم   چقدر فکر می کردم بزرگ‌ام که این گونه  دست‌های کوچیکت تو دست‌های من گم می شد و تو فکر می‌کردی چقدر کوچکی که من اینقد بزرگم ،
و ما هیچکداممون هیچ وقت این چیزا رو به هم نگفته بودیم .
کوچه با بودن تو ، برای من کوچه بود .
جمعه بعد از ظهر برای من ، با تو، جمعه بعد از ظهر نبود ، پنجشنبه بود …
این روزا به بودنت شک می کنم ....
خوره‌ای افتاده در دلم که نه ، در ذهنم ، در مغزم ، در وجودم که خودمم نبوده ام و تمام این خاطره‌ ها که من با تو بوده ‌ام نیز خیال بوده و تمامش یک معمای پیچیده س که هر چه بیشتر به آن فکر می کنم بیشتر گم می شم درون خودم ،
نه صدایی از تو می رسه، نه بوی عطرت ، نه سردی دست‌هایت که بشینه لای دست‌های داغم ،
تو اگه جای من بودی چکار می‌کردی ؟
من حتی صدای پای خودمو این رو‌زها نمی شنوم و می‌دونم که تو هیچوقت باورت نمی شه که منی که آن رو‌زها صدای بال پروانه‌ها را با چشم‌های بسته گوش میدادم ، این روزها اینقدر هیچ چیز رو نشنوم ،
چیزی آخر این روزها شنیدنی نیست ، دیدنی نیست ، بوییدنی نیست ،
نه خاطره ای روی پوست درختی کندیم  که بمونه برای این روزهای فراموشی که دست بکشم روش تا زنده شه چیزی درونم  تا باورم بشه که بوده یک چیزهایی که دلمو خوش کنم به بودنش ،

نه چیزی رو کاغذی نوشتیم که این روزها توی جیبم باشه و دلیلی برای اثبات بودنم ،
تو یادت می آد چیزی ؟
من این روزها نیستم ، من هنوز منوده ام تو اون روزا
و تصویری که مونده  در ذهنم آنچنان مه آلوده که هیچ راهی برای اومدنم به این روزا نمی بینم

خسته ام ،
کوچه به آخرش رسیده و رسیده ام به آخر انگار ،
جمعه بعد از ظهر تمام شده بود و کوچه تمام شده بود و باران تمام شده بود و من تمام شده بودم و تو …
تو هیچوقت تمام نمی شوی انگار .

 

چی بگم ....

 

دلت که واسه کسی تنگ میشه، همینکه دل دل میکنی از نبودنش، اونوقته که اینجوری میشه...!
همه
ی آدما عین اون راه میرن! همهی لباسا شکل لباساش میشه! همه عین اون

 

میخندن! ... حتی زنگ موبایل همه عین زنگ موبایلش میشه.

 

ای عرش کبریایی چیه پس تو سرت؟ ......... کی با ما راه میایی؟ جون مادرت

 

الهی .....

 



جمعه 28 خرداد 1389 توسط رضا |



به رهوا خوش آمدید

رضا

کلاف و چرخ
حرف های دلم
سیب سبز
خلوت دل
زهـــــــــــــرا
نرگس
دنیای احساس
مریم - تنها
رویای آبی
درگوشی های من با خدا
کیمیاگر
اندکی صبر سحر نزدیک است
یاس (مهیلا)
هیس
دوستم داشته باش
گیتار عشق
خسته ام از روزای تکراری
ملس نامه
خم گیسو
کلبه عشقم
تنهایی یک فرشته
عشق تلخ
یاقوت کبود
مینا
عکس و هزار تا چیز دیگه
فریاد زیر آب
تولد دوباره پریا
من و زندگیم
آبجی تاتا
صدای تنهایی
من و تو
تنهایی نمناک
اشک آسمون
نورا و تاتا
درد دل با خدا
سکوت شب
یک دل (فرخنده و نگین )
ساحل نشین اشک
شالیزار رویاهام
حرفی از دل
تابستونی زمستونی
در آغوش تنهایی
سارا دخترک تنها
عاشقانه دوستش داشتم اما او
کوباطا
دنیای مرگ.ترس.عشق
دل 2 تیکه
دختر خاله ی گلم
ماه خاموش
عاشقان منتظر باشید
کوچه کوچه هوتاهه
come back to me baby
رهـــــــــــ سكوت ـــــــــــا
دختری از نسل آریا
تنهایی
فریاد درد ها
کیچول
نیوشا
cobin-love
تنهای تنها
همیشه بارونی
خط خطی های یه دختر تنها
ستاره
مریم
اوراسگانه
ترنم حیات
اشک ، نیمه ی پنهان آب
دختر پاییز
نگاه مریم
باغ دلتنگی هایم
بهترین عاشقان دنیا
عاشقانه های الهام و محسن

تیر 1394
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389

نظرتون در مورد رهوا چیه





بازدیدهای امروز : گل سرخ
بازدیدهای دیروز : گل سرخ
كل بازدیدها : گل سرخ
بازدید این ماه : گل سرخ
بازدید ماه قبل : گل سرخ آخرین بازدید :
تموم حرفام : دل نوشته
آخرین حرف دل : :

RSS 2.0
پاسخ:

Making MusiC